سلام

حالتون چطوره ؟ گل هاي باغ زندگي سرحال و شاداب هستند؟ اميدوارم ايام به كامتون باشه و اوقات خوشي رو با كوچولوهاي قشنگتون داشته باشيد.

1-   1- توي اين مدت كه UP نكرديم كلي ماجرا داشتيم كه اميدوارم تكرار نشه . تقريبا بعد از مهماني افطار دانشگاه ابوالفضل يكدفعه تب كرد و من براي اينكه ماجراي بيمارستان تكرار نشه فورا بردمش دكتر كه معلوم شد سرما خوردگيه . اما متاسفانه اين سرماخوردگي تبديل شد به آنفلوانزا و البته همه خانواده از ستايش تا مامان جون و خودم گرفتار شديم. دارو ها روي ابوالفضل و ستايش اثر نمي كرد و مجبور شديم سه بار ببريمشون دكتر و آنتي بيوتيك ها رو عوض كنيم و در نهايت به ستايش 5 تا آمپول جنتامايسين زديم تا بهتر شد.

من و مامان جون هم كه روزه بوديم ، نمي تونستيم دارو بخوريم فقط افطار تا سحر آب ميوه مي خورديم تا از دست اين بيماري خلاص بشيم . خلاصه حسابي بدن درد نوش جان كرديم.

2-  2-  روزه اول مهر شروع مدرسه دو قلوها بود . عصر كه داشتن با هم بازي ميكردن حديثه گفت " ابوالفضل امروز محدثه تو مدرسه گريه كرد؟"

در جواب چراي ابوالفضل محدثه گفت كه دلش براي مامانش تنگ شده بوده.

پسرك قيافه حق به جانبي گرفت و گفت :" آدم وقتي بزرگ ميشه و  دلش برا مامان و باباش تنگ ميشه كه نبايد گريه كنه . من بابام رفته بود مسافرت دلم براش تنگ شده بود ولي گريه نكردم . زشت آدم گريه كنه ."

از راست : محدثه ، حديثه و ابوالفضل

 

3-   3- با باز شدن مدارس و مدرسه رفتن بچه هاي ساختمون و بخصوص دو قلوها عزيز مامان افتاده رو دنده لج كه بايد برم مهد كودك ، دلم مي خواد اينكار رو بكنم ولي نظر بقيه اينه كه تو زمستون اينكار رو نكنم و از بهار بذارمش مهد . حالا چطور بايد ابوالفضل رو قانع كنم نمي دونم .

 

4-   4- از چهارشنبه تا جمعه دهمين كنگره ناباروري و پنجمين كنگره سلولهاي بنيادي بود. از محل كنگره براش آموزش زبان Magic English  خريدم كه خيلي خوشش اومد و اولين كلمه اي كه يا  گرفت Hello بود . اميدوارم اين علاقه رو حفظ كنه . اگرچه هدف اصلي براي من فعلا شنيدن زبانه ، براي همين  اصرار به ياد گيري چيزي ندارم و فقط مي خوام مهارت listening   رو به خوبي ياد بگيره . اين كار مهمترين اصل يادگيري زبان براي همه حتي بزرگترهاست .

 ابوالفضل چون خودم به غزل هاي هندي و اردو علاقه دارم و گوش ميدم الان به راحتي اشعار و غزل ها رو بدون غلط مي خونه و تكرار مي كنه چون گوشش به كلمه ها آشنا شده ، براي انگليسي هم بايد همين مراحل به اميد خدا پياده بشه تا به نتيجه دلخواه برسيم.

 اينم مدل دست شستن ابوالفضل وقتي به قول خودش جو گير ميشه و مي خواد دستاش بوي خوب بده.

 

 


 

نوشته شده توسط مامانی ابوالفضل در یکشنبه پنجم مهر 1388 ساعت 13:11 موضوع | لینک ثابت