سلام
این پست رو برای دوستای خوبمون ، مامان بردیا جون ، مامان امیرسام عزیز و مامان آرش وروجک گذاشتم که توی این مدت همیشه همراه ما بودن .
اول می خواستم ازشون تشکر کنم . دوم بگم ما همیشه به شما سر می زنیم و با شما همراهیم ، اما به خاطر سرعت پایین اینترنت توی این مدت هیچ کدوم از پیغام هامون لود نشد.
بهرحال امیدوارم ایام خوبی داشته باشید .
عسل عزیز خیلی دوست داشتم تو سفرت به ایران امیرسام رو از نزدیک ببینم ولی نتونستم با شما در ارتباط باشم.
امیدوارم خیلی زود دوباره توی ایران البته با شرایط بهتر ببینمتون.
نوشته شده توسط مامانی ابوالفضل در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ساعت 20:49 موضوع | لینک ثابت

سلام
در گیر و دار امتحانات ، حسابی مشغولم . اما دلم نیومد روز پدر رو تبریک نگم . امسال واقعا احساس می کنم توی خونه مون دو تا مرد واقعی دارم . حالا پسرم اینقدر بزرگ شده که بهش بگم مرد من روزت مبارک . اگرچه روز مادر امسال یکی از تلخترین روزهای مادر برامون در طی این چند سال بود ( سوء تفاهم نشه ، تلخترین به خاطر مسائل سیاسی) اما امیدوارم تولد حضرت علی نوید دهنده روزهای خوش آینده باشه.
" />


پسرم و همسر مهربانم روزتان مبارک
نوشته شده توسط مامانی ابوالفضل در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 17:40 موضوع | لینک ثابت
سلام 





با یه عالمه تاخیر ، روز مادر مبارک.
به خاطر امتحانات و برخی مسائل دیگر به روز کردن وبلاگ ابوالفضل رو مجبورم با تاخیر انجام بدم.
اما امروز تصمیم گرفتم حتما از سوغاتی های بابایی که از سفر شمال برای ابوالفضل آورده بنویسم..
فکر می کنید بتونید حدس بزنید؟
خوب اولین چیزی که خیلی همه رو سورپرایز کرد سه تا مار سمی بود در سایزهای مختلف توی شیشه ، اون هم زنده ......
دومی :دو تا لاک پشت بزرگ سبز
سومی: البته بهتر از دو تای دیگه بود اون هم دو تا جوجه کوچولو.....
من که با دیدن مارها شوکه شدم ، تازه تصور کنید بابایی می خواست بعد از فیکس کردن مارها تو الکل اون ها رو توی خونه و صد البته توی ویترین بذاره که به شدت باهاش مخالفت کردم ..
طفلکی مارها که الان توی الکل مهمون انباری شدند.
لاک پشتها هم توی حیاط خونه فعلا ساکن شدند تا بعد یه فکری براشون بکنیم.
در کنار همه اینها قیافه ابوالفضل وقتی مارها رو دید واقعا جالب بود.
بعضی مواقع این باباها از بچه ها ، بچه تر میشن.
نوشته شده توسط مامانی ابوالفضل در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 16:21 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

دنیای سبز من دنیای کودکی است که همه امید ها و آرزوهایم به او تعلق دارد.
ابوالفضل سلیمانی
متولد 13 بهمن 1384
( 3 محرم 1427)
1فوریه 2006
ساعت 13:00
فهرست اصلی
دوستان
بردیا شیطونک مامان مرجان و بابا افشین
کتاب کودک
پرواز به سوی موفقیت
امیرعلی جون مامان
سارا زیباترین دختر دنیا
ساده ولی شبیه آسمان
عروسک مامانی
هلیا شکوهی نیا
وروجک مامان آرش
ایلیا
بریم بازی
برای ایلیا
من و شوهرم
چهار بهار و یک پائیز
وبلاگ سارا خانم گل
شعر....دنیای سبز من
دو قلوهای من
از کورش صغیر تا کورش کبیر
روستای حیرت
مسافر کویر
چند قدم نزدیکتر به خدا
ستاره جون
آندیا عشق مامانش
عضو شو بازی کن
ردپای من
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
طراح قالب
POWERED BY